رعایت کپی رایت نشانه شخصیت شماست!!!! |
نمی دانم کدامین خاک دارایی
تن تنهای تازه مرده ی من را
در آغوشش دهد جایی و ماوایی
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمی دانم پس از من اشک رسوایی
کجا ریزد و گوید راز تنهایی
نمی دانم پس از مرگم چه خواهی کرد
نمی دانم اگر دانی که من مردم
برایت عاشقی دارد چه معنایی
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمی دانم که در غربت چه خواهم کرد
نمی دانم که بی تو آنطرف دارد چه رویایی
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
همین دانم که از این شک و بغض تلخ
بماند غصه ای در سینه ی مایی
نمی دانم پس از مرگم چه خواهم کرد
ولی دانم که خواهد مرد در سینه
دلم امروز یا فردای فردایی
نمی دانی وجودت در دلم افسانه افکنده
گمانم گویدت این خاک دانایی
نمی دانم اگر من مرده باشم،تو
کنار قبر تنهایم نمی آیی؟
نمیدانم اگر آیی کنار خاک من یکبار
غرورت را تو خواهی شست؟
و یا مغرورتر من را نیاسایی؟
اگر در زندگی یکبار دیگر دیدمت، تنها
بدان خواهم شکست از بغض زیبایی
وگر مردم بدان تنها ترین تنها
در آن دم که دلش می خواست بگریزد
و تاآن قطره ی اشکی که می آمد
دلش را در دلت زنجیر می دیده
و تا آن آخرین لحظه که جان داده
تو را از عمق جان احساس می کرده
اگر با حس تنهایی به بزم خاک من آیی
خدا را سر دهم آواز یکتایی
که در آن سوی دل هم تو توانایی
و می دانی که قلبم را
گرم در سوز سرمایی
بری در حس رویایی
برای من تو آوایی...
(یه تیکه از دل بارونی بهار...)
دیروز به حال خودم غصه می خوردم و امروزاز دست خودم عصبانیم!!
دیروز از اینکه عاشقی تنها هستم و امروز از اینکه احساس قشنگمو
خراب کردم!!من میدونم که تو فرشته ی نجات منی.قراره یه روز پیدات
بشه تا بهم کمک کنی،منو دوس داشته باشی و ....ولی نمی دونم کی
هستی،اسمت چیه،کی میای.فقط میدونم که مردی و می دونم اونقدر با
ارزشی که من باید برای داشتن تو احساسم پاک پاک باشه و خدای
مهربون یه آدم رو سر راه من قرارداد تا یه عشق بزرگ رو تو دلم جا
بده.میدونی چیه؟چون از تو خبر نداشتم فکر کردم که صاحب همون عشق
بزرگه و احساس قشنگمو که در حقیقت صاحبش تویی رو به اون
گفتم.حیوونی!اون فقط یه آدم معمولی بود که باید عشق رو به من می
آموخت!می دونم که لایقت نیستم ولی یه روز که داشتم فکر می کردم خدا
آروم در گوشم گفت:
انقدر دوست داره که حاضره همه چیزشو فدات کنه!و من اون موقع بود
که فهمیدم اون آدم که فکر میکردم دوسش دارم تنها یه واسطه بوده بین
منو تو.برای اینکه من یاد بگیرم نجابت داشته باشم.یاد بگیرم احساساتمو
کنترل کنم.یاد بگیرم پاک باشم تا تو یه روز که من لایقت شدم بیای و منو
با خودت ببری.وقتی اومدی می بینی که بهارت همیشه چشم براهت بوده.
می بینی که بهارت که تا حالا سر به زیر بوده تو چشات زل می زنه و یه
دنیا عشق و احساس پاک رو که تو این سالها تمرین می کرده نثار
چشمهای نجیبت می کنه.می بینی که بهارت به شونه های قویت
تکیه می کنه وسرشو رو سینه ات میذاره و آروم آروم به خواب میره...
می بینی که بهارت همیشه بهاره....
(ای غریبه ای که نمی شناسمت
زنگار قلبم را صیقل میدهم و با مهربانی هایمان دنیایی از شوق برایت هدیه می آورم...)
خیلی دوستون دارم
خیلی زیاد...
سیناو رضای عزیزم
رضا که در دسترس نیست ولی وب سینا گلی:
رامی.میهن بلاگ.کام![]()
|
بهانه هاي پسرها تو برای من مثل خواهر مي موني ! يعني : خيلي زشتي |
من همیشه بهارم
البته با رضا و سینا
تولدت مبارک
فقط همین!!!
باور کن انقدر مریض بودم که نمی تونستم از جام بلند شم.امشب یه کم بهترم.اومدم بگم که همیشه دوست دارم حتی اگه اطرافیان نخوان!!!
الهی قربونت بره جوجه ی کوچولوت.![]()
ببخشید که دیر شد ولی:
۴ تیر روز تولدت رو تبریک میگم
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|